بسم الله الرحمن الرحیم
لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَى ۴:۳۲
وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى ۱۷:۳۲
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ۱۷:۳۴و۶:۱۵۲
وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۶:۵۱
انسان قدم به قدم به بدبختی می رسد و کسی که زنا می کند مقدمه اش نزدیک شدن به آن است یا عمل زشتی مرتکب می شود ابتدا به آن نزدیک می شود . معمولا اینگونه نیست که یک فرد دفعتا مثلا مرتکب یک خلاف بزرگ شود بلکه تدریجی است .
افرادی را می شناسم که با خلافکاران دوست بودند و گفتند ما قوی تر از آنیم که مرتکب آن خلاف ها شویم و شدند . و در قیامت می گویند ای کاش با فلانی رفیق نمی شدیم.
خداوند می فرماید نزدیک نشوید به نظر من زیرا نزدیک شدن پیش در آمد ارتکاب جرم است و بقیه هم که مرتکب شده اند ابتدا نزدیک شده اند.
الحَمْدُ للَّهِ الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ اُنادِیهِ، وَیَسْتُرُ عَلَیَّ کُلَّ
عَوْرَةٍ وَأَنَاأَعْصِیهِ، وَیُعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَیَّ فَلا اُجازِیهِ،
فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنِیئَةٍ قَدْأَعْطانِی، وَعَظِیمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ
کَفانِی، وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ أَرَانِی؟ فَأُثْنِیعَلَیْهِ حامِداً،
وَأَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً. الحَمْدُ للَّهِ الَّذِی لا یُهْتَکُ حِجابُهُ،
وَلایُغْلَقُ بابُهُ، وَلا یُرَدُّ سائِلُهُ، وَلا یُخَیَّبُ آمِلُهُ.
".. ستایش
خداى را که وقتى ندایش مىدهم اجابتم مىکند و همه عیبهاىمرا مىپوشاند و من
نافرمانیش مىکنم و نعمتى عظیم به من مىدهد و جزاى آننمىگزارم، چه موهبتهاى
گوارایى که مرا عطا کرد و بیمارى عظیمى که کفایت نمودو شادمانیهاى شگفتانگیز و نغز
که به من نشان داد، پس از روى ستایش او را ثنامىگویم و تسبیح گویانه او را ذکر
مىکنم. ستایش خداى را که پردهاش ندرد و درشنبندد خواهانش رد نگردد و آرزومندش
ناامید نشود."
۴-یکی
از میوه های شیرین آگاهی، توکل است و از بین رفتن حرص و سختی است. خداوند
خالق اعمال بیرونی ماست اعمال ما را خداوند انجام می دهد چه بدانیم و چه
ندانیم اما ما خالق افکار خود هستیم. از این رو نسبت اعمال به ما مجازی
است. (( و الله خلقکم و ما تعملون))37/96
بما افعال را نسبت مجازی است نسب خود در حقیقت لهو و بازیست
گلشن راز
پس ما اراده می کنیم اما کارگزاران الهی که همان موجودات مادی و جسم ماست وکیل ما هستند تا اراده ما را عمل کنند ( والله علی کل شی وکیل)11/12 حتی ما نمی توانیم در جهان خارج صحبت کنیم و کارگزاران الهی و خداوند وکیل است ( والله علی ما نقول وکیل)28/28
اما آنچه خداوند انجام می دهد نیک است از این رو ما هیچگاه در جهان خارج فحش و ناسزا و بدگویی نمی شنویم. پس جواب ما به بدگویی و ناسزاگویی دیگران، جوابی مثبت است فحش دیگران را با سلام پاسخ می دهیم زیرا دیگران در دل خود می توانند به ما فحش دهند اما وقتی عملی شد از خدا می دانیم نه از دیگران و فعل خداوند برای ما محترم است.
هیچ کس نمی تواند هر چه می خواهد انجام دهد زیرا بین اراده قلبی و عمل ظاهری، خداوند حایل و مانع است ( انّ الله یحول بین المرء و قلبه)8/24
6-مثبت اندیشی عرفانی به ما می آموزد که مرگ وجود ندارد. زیرا آنچه در بیرون رخ می دهد بازی است نه جنگی است و نه مرگی. همه آنها علامت و نشانه های گوناگون هستند. ما وقتی از عالم واقعی غافل می شویم به خواب غفلت فرو می رویم و در این خواب جهانی رویایی می بینیم و در این رویا زندگی میکنیم و می خوابیم. در خواب دوم باز رویا می بینیم و جهانی دیگر. جهان دوم که محصول خواب دوم است همین جهانی است که در روز مشاهده می کنیم از این رو انسان آگاه در حالی که بیدار است خواب می بیند وقتی که می خوابد باز خوابی دیگر می بیند.
این جهان را که بصورت قائم است گفت پیغمبر که حلم نائم است
روز در خوابی مگو کاین خواب نیست سایه فرعست اصل جز مهتاب نیست
خواب بیداریت آن دان ای عضد که بیند خفته کو در خواب شد
او گمان برده کاین دم خفته ام بی خبر از آن کوست در خواب دوم
مثنوی
اگر کسی در خواب ببیند پای او را قطع می کنند، بسیار وحشت زده، ناراحت و عصبانی می شود اما اگر بفهمد خواب میبیند و او در پندار و خیالش پای خود را از دست می دهد سریعا لبخند می زند و بیخیال می گردد. چون می فهمند پای اصلی او پا برجاست و همین طور از مرگ در خواب ناراحت نمی شود زیرا می داند در عالم واقع او زنده است. در مثبت اندیشی عرفانی خواب شب و مرگ یک چیز در دو صورت هستند. انسان واقعا عارف، همان گونه که خواب برای او شیرین است مرگ هم برای او شیرین است. واقعا هر شب می میرد. (( هو الذی یتوفاکم بالیل ))
7-مثبت اندیشی عرفانی به ما می آموزد بیماری واقعیت ندارد سلامت درون مهم است اگر درون ما سالم باشد قطعا در بیرون هم سالم هستیم هر چند دیگران تصور نمایند که بیمار هستیم. فردی که احساس بیماری می کند حتی اگر علی الظاهر بیمار نباشد او بیمار است و بر عکس اگر شخصی احساس سلامتی، شادابی و شادی کند حتی اگر علی الظاهر بیمار باشد او سالم است.
احساس بیماری مهم است نه خود بیماری زیرا تمام بیماری ها خیالی هستند حال اگر شخص بیماری جسمی دارد ولی احساس سلامتی و نشاط می کند احتمالا بیماری های جسمی او زودتر بهبود می یابد و چه بسا گاها شفا هم یابد. ولی اگر شخص سالم و جاهلی از بیماری بترسد و وسواس گونه به بیماری های مختلف بیاندیشد یعنی بیماری ها را در درون حس کند احتمالا در دراز مدت علائم جسمی و حتی بیماری جسمی در او ظاهر می شود. تفکر بیمار گونه با خود بیماری می آورد. بسیاری از انسان ها بیماری های مزمن دارند و امید بهبودی کامل هم ندارند چگونه می توانند مشکل روحی خود را حل کنند؟ یک انسان مثبت اندیش اگر بیماری جسمی و جدی داشته بر اساس تفکر عرفانی، در میابد که بیماری او واقعی نیست چون میفهمد که در عین بیداری خواب می بیند و آنچه میبیند علامتها و عکس ها و صورت های موجودات واقعی است و یکی از علامتها علامت اوست. چون از خواب خود غافل نیست تمام جهان صورتی و ذهنی را بخشی از وجود واقعی خود می شمارد و در میان آنها یکی صورت و نماد اوست. او محیط و مسلط و ما فوق جهان علامت ها و صورت ها و پندار ها است. او ناظر و شاهد بر جهان صورتی است او تماشا گر صحنه جهان است و نه بازی گر. همه صورت ها ماموران و سربازان و جنود الهی هستند(( و للله جنود السماوات والارض))48/4و7
گر به ظاهر آن پری پنهان بود آدمی پنهانتر از پریان بود
مثنوی
ادامه مطلب ...