چرا زالوها را نباید کشت !


 

تاریخ : شنبه 10 آبان 1393

تا قبل از قرن نوزدهم منابع طبیعی زالو ھرگز به طور جدی به مخاطره نیافتاده بود ولی در طول این قرن و بعد از  آن جمعیت های زالو به تاراج رفتند . در قرن نوزدهم عمدتا با حمایت آموزه های Broussais کاربرد زالو رشد انفجار گونه ای داشت که نهایتا به وقوع جنون زالو یا مکتب خون آشامی در اروپا منجر شد .!! در آن ایام زالوها بعد از استفاده در دریاچه ها مجاور رها می شدند (که این روند جمعیت زالوها را به خطر نمی انداخت) . به هر حال کاربرد های گوناگون زالوها باعث شد منبع بومی آنها به طور محسوس کاهش یابد یکی از این کاربردها برداشت مهار نشده زالوها از محیط طبیعی به منظور فرستادن آنها در مقیاس تن مثلا از هامبورگ به فرانسه , آمریکا و استرالیا و انگلستان بود . که بسیاری از زالوها بعد از اینکار می مردند و دیگر هرگز به چرخه طبیعت بر نمی گشتند که اگر صادرات انجام نمی شد و زالوها به طبیعت بر می گشتند , جمعیت زالوها تا این میزان کاهش نمی یافت !!

که اخیرا همین سناریو در ایران در حال اجراست و با بی توجهی مسئولین محیط زیست قطعا ما با فاجعه ای که در هامبورگ آلمان رخ داد مواجه خوایهم شد . .

چرا جمعیت زالوها در اروپا احیا نشد؟

زمین های مرطوب به خاطر زهکشی برای ادامه حیات زالوها نامناسب شده بودند و بخش بزرگی از محیط زیست های طبیعی زالو (مثل تالاب های کم عمق) تخریب شد و بازمانده زالوها مدت زیادی به طعمه هایی که جهت تکثیر بدانها نیاز داشتند دسترسی نداشتند . به علاوه در اروپا , سموم به کار رفته در محیط زیست ادامه حیات برای این موجودات حساس را خیلی مشکل تر ساخته است . تعداد محیط زیست های طبیعی زالو موجود در اروپا امروزه واقعا خیلی کم شده است .

 اغلب زالوهایی که امروزه در اروپا برای اهداف پزشکی به کار برده می شوند وارداتی هستند که اکثرا در پرورشگاه ها تکثیر می شوند.

بر اساس شواهد علمی در مورد کارایی زالو اندازی در (FDA) در وزارت غذا و داروی آمریکا به طور رسمی زالو را به عنوان یک وسیله پزشکی تصویب نمود .این امر باعث شد دور جدیدی از اعمال فشار بر روی گونه های زالو گردد . اگر چه پذیرش و تائید زالو درمانی ممکن است خبر خوبی برای انسان ها باشد ولی خبر چندان خوبی برای زالو ها نبوده است .

ادامه مطلب ...

مثبت نگری در سطح خانواده(1)


مثبت نگری در سطح خانواده(1)

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

 

بر اساس نظریه "مثبت اندیشی عرفانی " منفی نگری مقدمه و مسبب همه امور منفی در سطح فردی ، خانودگی و اجتماعی است . در جهان خدایی و واقعی چیزهای منفی وجود ندارند.اگر ما بدی، بیماری و بلا می بینیم ، نتیجه افکار منفی و جاهلانه ماست . مهمترین کار در بهداشت خانواده ، تصحیح افکار است . سرچشمه خوبیها و بدیهارا در اندیشه ها باید جستجو کرد.

گر بود اندیشه ات گل، گلشنی                               گر بود خار ، تو هیمه گلخنی                                                                                                                                                                     " مثنوی

در این مقاله اصول این نظریه و نتایج آن را در بهداشت خانواده بیان میکنیم.

1 در جهان فقط خوبی وجود دارد .همه موجودات ، خوب ، زیبا و دوست داشتنی هستند . بدی ، زشتی و تنفر زائیده جهل بشر است

2- میل و گرایش به عیب بینی ، حکایت از عیب درونی و فرافکنی می کند . عیب جویی نوعی فرافکنی است .

3- در زندگی با دیگران ، بالاجبار به منفی نگری و عیب بینی کشیده می شویم. اما انسان مثبت نگر در خلوت و تنهایی ، عیب بینی و نگرش منفی را کنار میگذارد و به نگرش مثبت باز می گردد و هرچی می بیند و می یابد ، خوبی ، شادی و شیرینی است . اما انسانی که گرایش به بدیها دارد در خلوت خود هم ، به عیوب دیگران فکر می کند و از جهان خدایی و مثبت غافل است .

4- کینه و نفرت ، جنگ و  جدل ، خشم و غضب ، بیماری و بدبختی ، مرگ و نیستی ، افسردگی و سستی ،... زائیده منفی نگریندو برآمده از جهل هستند و هیچکدام وجود خارجی ندارند.

5- انسانها نمی توانند کار بد انجام دهند ، حتی اگر بخواهند . از این رو هیچ کس نمی تواند به ما بدی کند پس چرا کینه و نفرت آنها را بدل گیریم و یا از آنها دلخور شویم؟

مثبت نگری در سطح خانواده(2)


مثبت نگری در سطح خانواده(2)

6- انسانها تنها و تنها در سطح پندار و اندیشه مختارند و گناهان قلبی مرتکب می شوند . اما در سطح گفتار و کردار مجبورند . ما هر چه ببینیم، همان نصیب ما می شود . بدی ببینیم ، بد می شویم . و خشم ببینیم ، خشمگین می شویم . مهربانی ببینیم ، مهربان می گردیم . نگاه و نگرش به خوبیها ، بالاجبار ، گفتار و کردار ما را خوب می کند .

7- همه انسانها و موجودات بالاجبار به ما خوبی می کنند. لذا باید از همه تشکر کنیم ، نه اینکه اگر خوبی آنها باب میل ما نبود بدی تصور کنیم و فحش و ناشزا بگوییم.

8- هیچ  رویداد و اتفاقی در جهان بد نیست.زیرا خداوند آن را می آفریند .(ز نیکو هر چه صادر گشت نیکوست ) گلشن راز

اگر رویدادی را بد می بینیم بواسطه جهل و نادانی است و برای تغییر آن ، باید اندیشه ها را اصلاح کرد .

9- هر موجودی و انسانی دو بخش خوب و بد یا روشن و تاریک دارد. خوبی آنها واقعی و اما بدی آنها وهمی است . انسان مثبت نگر بخش خوب و روشن موجودات را در نظر می آورد. خداوند هم در عمل ، خوبی و روشنائی به وی عطا می کند. اما انسان منفی نگر بخش بد و تاریک دیگران را می بیند . خداوند هم بدبختی و ظلمت را نصیب او می کند . بدبین بد می بیند نه اینکه بدی وجود دارد اما نیک بین وافعیت را همانگونه که هست می بیند. بهشت خوبی را خداوند خلق می کند اما جهنم بدی را ، روان بیمار ما می آفریند . بدی هم نوعی خوبی است اما بدبین و نادان ، بد می بیند.

10- اگر ما در چیزی و شخصی ، زشتی و بدی می بینیم ، نشانه آن است که چشمان ما بسته و کور است و توانایی دیدن زیبایی و خوبی را ندارد. زیبا اندیش در نهایت به زیبایی می رسد. اگر ما شعور موجودی را درک نمی کنیم علامت آن است که از شعور خود بهره ای نبرده ایم و نادانی خود را به دیگران نسبت می دهیم.

گریه فراق

گریه فراق

بسم الله الرحمن الرحیم


حضرت زینب که سلام خدا بر او باد می فرماید که من در واقعه ی عاشورا جز زیبایی ندیدم.(وما رایت الا جمیلا)


دیدن زشتی ، دیدن شر است و شر از ناحیه ی جهل است (طبق حدیث عقل و جهل) زیبایی از ناحیه ی عقل است و خیر هم همینطور که وزیر عقل است .


اگر کسی فقط عزاداری کند و گمان کند مثلا حسین (علیه السلام ) مرده است طبق نص قرآن به خطا رفته است و خداوند به روشنی می فرماید گمان نکنید شهداء مرده اند بلکه زنده اند و شما نمی فهمید. یعنی انسانی که بگوید و گمان کند حسین مرده است بی شعور است . و عزاداری برای مرده است و لذا ما باید استغفار کنیم.


خداوند قطعا از گناه مردم عادی می گذرد زیرا فوق طاقت آنهاست اما از خواص نمی گذرد زیرا می دانند که حسین زنده است و هر روز باید به او سلام کنیم و اگر بگوییم حسین مرده گویی گفته ایم خدا مرده است . رابطه ی ما با خدا هم مانند حسین یک طرفه است او صدای ما را می شنود اما ما نمی شنویم او می بیند و ما نمی بینیم.

درد شیعه درد فراق است و نه درد عزا و مردن امام حسین . کسی به معرفت برسد امام حسین را ملاقات می کند مانند ملاقات خدا !!!

ما مانند یعقوب در فراق یوسف ، در فراق حسین گریه کنیم و بدانیم که روزی وصال صورت می گیرد.

خداوندا ما را به وصال خود و دوستان خود برسان

محبت خود و دوستانت را در دل ما بیشتر و بیشتر کن تا از محبت دنیا در دل ما پیشی بگیرد.

مثبت نگری در سطح خانواده(3)


مثبت نگری در سطح خانواده(3)

نتایج مثبت نگری در بهداشت خانواده

 

1-مثبت نگری موجب می شود ، در خانواده ها سخت گیری کاهش یابد. زیرا می فهمند گفتارها و کردارهای نابهنجار غیر ارادی است . اگر بخواهیم تغییری در افراد خانواده مشاهده کنیم ، مثلا" اعتیاد را از بین ببریم، باید نگرش و آگاهی و گرایشها را تغییر دهیم . افزایش کیفیت و کمیت آگاهی به تدریج گفتارها و رفتارها را بهتر می کند.

2-هنگامی که یک شخص مثبت نگر به بخش خوب و مثبت همسر خود توجه نماید به تدریج و بی اختیار همسر خود را دوست داشتنی و خوب می یابد و برعکس انسان عیب بین چون به بخش بد همسر خود نظر دارد همان نصیب او می شود . و از همسر خود متنفر می گردد. همچنین در مورد فرزندان اگر ما نگرش مثبت داشته باشیم قطعا به تدریج بچه های ما خوب می شود.اگر نگرش منفی داشته باشیم نه تنها آنها را به سمت خوبی دعوت نکرده ایم بلکه بر شدت بیماری روحی آنها افزوده ایم . بزرگترین گناه پدر و مادر این است که به کودک خود تلقین کنند و به او بگویند که وی بد و بی تربیت و فضول است و یا اورا تحقیر نمایند و یا هر صفت منفی دیگر را به او نسبت دهند . نسبت دادن چیزهای منفی به کودکان و فرزندان از طرف پدر و مادرها یک فاجعه دردناک است و آغاز بد و بی تربیت شدن بچه هاست .آنچه در درون بکاریم در بیرون تحصیل می کنیم.