بین مبتلایان به ویروس ایدز، افراد بسیاری هستند که بیخبر مبتلا شدهاند. بیمارانی که قربانی یک بیماری بیرحم هستند و سالها با آن دست و پنجه نرم میکنند. پای درد و دل این افراد که بنشینی، از رنج ناآگاهی مردم میگویند. از جامعهای که آنها را از خود میراند. از سر کار اخراجشان میکند و کودکانشان را در مدرسه نمیپذیرد. از پزشکانی که حاضر به مداوایشان نیستند و خویشانی که به میهمانی دعوتشان نمیکنند. با این وجود بسیاری از آنها دیگر نگران خود نیستند؛ بلکه نگران انفجار موج سوم ایدز در جامعهاند.
رئیس شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت گفت: گاهی گزارشهایی توسط بیمارستانها و پزشکان از رواج مصرف الکل در مناطق جنوب تهران ـ که تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند ـ به دست ما میرسد که نگران کننده است. باید به صورت جدی وارد این عرصه شویم، زیرا نمیتوان درباره فروش این گونه مواد که هماکنون در برخی از فروشگاهها هم انجام میشود بیتفاوت بود.
سخنانی از این دست، در حالی گفته میشود که ظاهرا معضل به ناحیه بحرانی نزدیک شده، وگرنه چه کسی است که نداند وضع نامطلوب امروز ناشی از پنهان کردن آمار ناخوشایند در گذشته و در نتیجه بیتفاوتی به مقولهای است که در کشورمان باید به طور ویژهای مورد توجه قرار بگیرد، ولی اینقدر مهجور مانده که اکنون لازم است برای رویارویی با آن از خانه اول آغاز کنیم!
وقتی اهمیت این موضوع بیشتر میشود که بدانیم توقف رشد بیماری ایدز در کشورمان همگام با سایر کشورها نیست. البته معنی این حرف بیشتر بودن تعداد مبتلاها در ایران نیست بلکه منظور از آن کم بودن سرعت توقف گسترش این بیماری در کشور است. شاید راه حل این مشکل آگاهی بخشی عمومی نسبت به آن باشد.
چندی پیش خبری در رسانه ها منتشر شد که موجی از تحیر و تاسف را با خود به همراه داشت. متن خبر بر اساس اظهارات رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی، مبنی بر ممنوعیت برگزاری «جشن طلاق» در تالارهای تهران بود. اعلام این خبر در حالی بود که مسئولان برخی از تالارها گفته بودند که پولشان را می گیرند و نوع مراسم برایشان فرقی نمی کند!
در روزگاری نه چندان دور، اگر نام طلاق از خانواده ای شنیده می شد و یکی از اعضای خانواده تن به جدایی از همسر می داد، نه تنها خود او بلکه سایر اعضای خانواده هم تا ماهها و سالها و گاه تا پایان عمر به دلیل این اتفاق مورد نقد و نگاه نامناسب سایرین قرار می گرفتند.
چندی پیش معاون رئیس قوه قضاییه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور آخرین آمار ثبت وقایع حیاتی ازدواج و طلاق کشور را اعلام کرد، آماری که نشان از تغییر عوامل سردمدار طلاق در جامعه داشت. طبق گزارشهای رسمی حتی رشد آمار طلاق را بیشتر از آمار رشد ازدواج اعلام کرده اند.
بر اساس گزارش رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دخالت خانواده ها و عدم تحقق شرط ضمن عقد و ترک زندگی توسط یکی از زوجین به ترتیب با 15، 14 و 7 درصد از کل موارد طلاق، مهم ترین عوامل طلاق در شش ماهه ابتدایی سال 92 بوده است. در حالی که دلایل سنتی طلاق مانند فقر و اعتیاد که پیش از این بیشترین موارد طلاق را به خود اختصاص می داد، این روزها در رتبه های ششم و چهارم قرار دارند.