قال الرضا علیه السلام :رحم الله عبدامن احیا امرنا
قلت: و کیف یحیی امرکم؟
قال علیه السلام :یتعلم علومنا و یعلمها الناس فان الناس لو علموا محاسن کلامنا لتبعونا .
حضرت رضا علیه السلام می فرمایند :خدا رحمت کند کسی را که امر ما را احیا کند و زنده بدارد.
پرسیدند:چگونه امر شما را احیا کنیم؟
فرمودند :علوم ما را یاد بگیرید و سپس به مردم بیاموزید ، همانا اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند از ما تبعیت می کنند .
احیای طب اسلامی = احیای زندگی وسلامت
صد و بیست و ششمین دوره سلسله جلسات آموزشی مزاج شناسی استاد حسین خیراندیش
مدرس
استاد حسین خیراندیش

مزاج شناسی یکی از علومی است که از قدیم الایام مورد توجه خاص و عام صرف نظر از میزان سواد و رشته تحصیلی و گرایش اجتماعی آنان بوده است .
و همچنین یکی از مباحث بسیار شیرین و جذاب و البته بسیار مهم و کاربردی طب اسلامی و طب سنتی است که هر چه بیشتر پیرامون آن اطلاع پیدا کنید مشتاق تر می شوید ...
این
سخنرانی یک صد و بیست و ششمین دوره مزاج شناسی عمومی کلاسهای مبانی طب سنتی
اسلامی مخصوص پزشکان در شهریور ماه 1387 در محل موسسه تحقیقات حجامت ایران
برگزار شده است که حدود 14-12 ساعت در هفت جلسه می باشد و برای کسانی که
تازه می خواهند وارد این حوضه طبی شوند بسیار مفید و کاربردی می باشد .
مباحث
مزاج شناسی بسیار شیرین و دلچسب هست می توانید فقط فایل اول را دانلود
کنید و تا آخر گوش کنید اگر برایتان جالب بود بقیه جلسات را هم از دست
ندهید ( مطمئنم کسانی که دنبال مباحث مزاج شناسی و سخنرانی های استاد
خیراندیش هستند خوششون میاد )
با افزایش اطلاعات خود پیرامون مباحث طب اسلامی به خصوص مزاج شناسی شتاب حرکت جامعه به سوی سلامتی را افزایش دهید .
دکتر حسین علایی
پزشک و فارغ التحصیل تخصصی تفسیر
حجتالاسلام حسن رضا رضایی
کارشناسی ارشد علوم قرآن و تفسیر
چکیده
نوشتار حاضر پیرامون آیاتی از قرآن است که حاوی مطالب و نکات پزشکی میباشد. نویسنده در پی آن است که با استفاده از آیاتی که درباره آناتومی و فیزیولوژی بدن به کار رفته شگفتی یا اعجاز قرآن را اثبات نماید.
منظور از اعجاز در این نوشتار مطالب طبی مطرح شده در قرآن است که مخاطبان عصر نزول از آن آگاهی نداشتند و بعدها حکمت آن، کشف و اسرار آن آشکار شد. مباحثی همچون مراحل خلقت انسان، کمبود اکسیژن در ارتفاعات و رابطه تولید مثل با استخوان.
واژههای اصلی: قرآن، معجزه، پزشکی، اعجاز علمی.
مقدمه
بیماری و سلامت از بدو خلقت بشر با انسان عجین بوده و با آن آشنا میباشد، به همین سبب انسان همواره برای درمان و دست یافتن به دارو تلاش میکرده است. انبیاء نیز به مسأله طبابت اهتمام خاصی داشتند (مقدسی، آفرینش و تاریخ، 1/419) و برای آن ارزش قائل بودند؛ (مجلسی، محمدتقی، بحار الانوار، 66/66) حتی اقدامات حضرت عیسی(ع) در امر طبابت، اعجازآفرین بود. (کافی،1/28) در متون مقدس پیشینیان به امر سلامت اهمیت میدادند. قرآن حکیم که رسالت اصلی خود را در هدایت بشر به سوی کمال خلاصه و سلامت و پرورش روح را در قالب اخلاق و اعتقاد و احکام اشاره کرده (بقره/ 185) به سلامت جسم که مقدمه سلامت روح است توجه کامل داشته است، (آیات بهداشت تغذیه، جسم، جنسی، روان...) زیرا که نبود سلامتی، انسان را از مسیر تعالی روح باز میدارد. مطالب پزشکی که در قرآن مطرح شده دارای اعجاز و شگفتی است، در حالی که عقول بشر در آن زمان از کشف آن عاجز و در این زمان از شگفتی آن متعجب است. آنچه در این مسائل انسان را به تعجب وا میدارد آن است که قوانین و مقرارات قرآن با نظم طبیعت و سلامت جسم و روح انسان همگون است، به این معنا که نمیتوان در قرآن مسألهای یافت که با سلامت انسان در تضاد باشد.
مفهومشناسی
«طب» در لغت به معنای درمان جسم و جان (قاموس المحیط،1/96؛ ابن منظور، لسان العرب، ابن منظور،1/554) آمده و در اصل به معنای «علم به شیء و مهارت در آن» است و به شخص از آن جهت که در عمل خود حاذق و ماهر است، طبیب میگویند. (فراهیدی، العین، فراهیدی، 7/407؛ ابن فارس، مقاییس اللغة، 3/407) با توجه به تعریف لغوی به نظر میرسد واژه «طب» برای درمان جسم و روح و روان انسان به کار میرود.
«پزشکی» در فارسی به معنای دانش مداوای بیماران است. (عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، دهخدا، لغت نامه دهخدا؛ انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه پزشکی) از این تعریف استفاده میشود که واژه پزشکی برای درمان بیماریهای جسم و روح و روان به کار میرود.
«اعجاز» از ماده عجز به معنای ناتوان ساختن در کاری است که کسی قادر به انجام آن نیست (لسان العرب، ذیل ماده عجز).
«اعجاز پزشکی» به این معناست که مطلبی طبی در قرآن آمده و سالیان بعد اسرار نهفته آن کشف شده است و مردم عصر نزول نیز از آن اطلاعی نداشتند. قطعا کسی که بشر را خلق و قرآن را نازل کرده به تمام جوانب آن آشنایی دارد و به اسرار آن آگاهست. (قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذی یَعْلَمُ السِّرَّ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْض)؛ «بگو: «کسى آن (قرآن) را فرو فرستاده که راز [ها] را در آسمانها و زمین مىداند» (فرقان/ 6).
«شگفتی پزشکی» عبارت است از آموزههای طبی که در قرآن آمده ولی در عصر نزول برای اکثر مردم روشن نبوده، بلکه خلاف دیدگاه مشهور پزشکان آن عصر بوده است و بعد از نزول قرآن صحت آن مطالب کشف شده است ولی قبل از قرآن به صورت غیر مشهور مطرح بوده است.

تمامی توصیه های اسلام، برآمده از وحی و متکی بر حکمت مطلقه حضرت حق، جلّ و علا، هستند به این معنا که هر یک از این دستورات بر مصالحی واقعی و حکیمانه بنا شده اند. از آنجا که حکمت خدای متعال حکمتی تام و ناظر به تمام مراتب آفرینش است؛ مصالح گنجانده شده در دستورات دینی نیز دارای مراتب مختلفی هستند که هرکس به فراخور معرفت خویش از آنها بهره می برد. مثلا همان طور که می توان از نماز به عنوان معراج مومن بحث کرد و رسیدن به حقیقت این معراج را هدف قرار داد، آثار مثبت روحی روانی و یا حتی تاثیرات مفید جسمانی نماز نیز قابل بحث است و اگرچه سطح این گونه بحث ها با هم یکی نیستند اما هرکدام در جای خود صحیح و باارزش هستند.
برای ما مسلمانان، همین که ثابت شود دستوری از جانب خدا یا پیامبر یا حضرات معصومین(علیهم السلام) صادر شده است حجت تمام است؛ چه به مصالح آن دستور آگاه باشیم و چه نباشیم. در واقع صدور امر از جانب خدا و معصومین(علیهم السّلام) بزرگترین حجّت برای هر مسلمانی است. حال اگر این حجت با معرفت توام شود که نور علی نور خواهد بود اما به هرحال ندانستن حکمت اوامر الهی جواز عدم تبعیت نیست. در این بین، نکته بسیار مهم آن است که اگر حکمت یک دستور الهی در بررسی های تجربی مشخص شود باید توجه داشته باشیم که:
۱- اهمیت یافته های تجربی در حد روشن ساختن گوشه ای از حکمت های عبادات است و هرگز نباید بیش از این مقدار به آنها بها داد و به ویژه لازم است از منحصر کردن حکمت دستورات الهی در یافته های تجربی پرهیز کرد.
۲- یافته های تجربی، علومی لایتغیّر نیستند و ممکن است در پژوهش های آینده، آن یافته کامل تر شود یا حتی بطلان آن اثبات شود. بنابراین ذوق زدگی بیش از حد در مورد تایید دستورات دینی از سوی علوم تجربی اصلا صلاح نیست.
۳- چنان که گفتیم، حکمت دستورات دینی دارای مراتب مختلفی است که همزمان با هم در مراتب مختلف آفرینش ساری و جاری هستند و هیچ کدام نافی و مزاحم دیگری نیست؛ برای مثال اگر دلایل زمین شناختی وقوع زلزله کشف می شود و ساختن بناهای ضدّزلزله رواج می یابد؛به این معنا نیست که باید منکر اثر انجام برخی گناهان در وقوع زلزله شویم چراکه همان خدایی که زلزله را با انجام بعضی گناهان بندگانش مرتبط کرده است؛ حکمت هایی را نیز در علوم تجربی عادی قرار داده است که اگر انسان ها با تلاش به آنها دسترسی پیدا کنند از فواید آن بهره خواهند برد اگرچه نهایتا قدرت مطلق، خدای متعال است و هر گاه صلاح بداند تمام این علوم در برابر کبریای او مهمل و بی اثر خواهند شد.
مطلبی که در ادامه می آید هم اثباتی تجربی و لذّت بخش بر یکی از دستورات مهم دینی ما یعنی وضو گرفتن است که مطالعه آن را به همه شما توصیه می کنم ولی به این شرط که از نکات فوق الذکر غافل نشوید و فراموش نکنید که: الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه.