اگر انسان بخواهد خطوطی را به عنوان دایره ، زاویه و مثلث رسم کند و نظم و حساب فواصل این خطوط را رعایت کند باید اولاً مقدار قابل توجهی هندسه و حساب بیاموزد و ثانیاً در ترسیم اینها به آلات و ابزاری از قبیل پرگار و نقاله محتاج است ولی این مهندس ماهربرای ساخت مثلث های منظمی که در خانه ی خود به کارمی برد ،از هیچگونه ابزاری استفاده نمی کند . حتی با چشم خود هم نگاه نمی کند و فقط با پاهای خود می تند و خانه ی خود را که یکی از دقیق ترین شاهکارهای عالم خلقت است بوجود می آورد.
طبیعت ، سرچشمه زاینده و بیپایانی است برای انگیزه دادن به هنرمند و ریاضیدان. آنها از درون خود و از ایدهها سود میجویند و حقیقت را نه تنها آن گونه که مشاهده میشود، بلکه آن که باید باشد و آرزوی آدمی است، میبینند. هنر و ریاضیات هر دو کمال و ایدهآل را میجویند.
کم نیستند کسانی که ریاضیات را دانشی دشوار و دست نیافتنی و
در ضمن خشک و خشن میپندارند و به همین مناسبت ، ریاضیدان و معلم ریاضی را
فردی عبوس ، بیاحساس و بیذوق میپندارند و از اینکه کسی که سر و کار و
رشتهاش ریاضیات است، اهل ذوق و هنر و شعر و موسیقی باشد و از آن لذت ببرد،
متحیر میشوند. آیا به واقع هنر و ریاضیات ، یا به عبارت دیگر ، زیبایی و
ظرافت و ریاضی دو مقوله متضاد و دور از هم و ناسازگارند؟ آیا علاقه به
ریاضیات و تخصص داشتن در آن ، به معنای بیذوقی ، بیاحساسی و دور بودن از
زندگی است؟ انسان ترکیبی از احساس ، عاطفه و تاثیر پذیری از یک طرف و
اندیشه و خرد و داوری منطقی از طرف دیگر است.
در واقع انسان ، مجموعهای
یگانه از جان و خرد است. احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمیتوان از هم جدا
کرد. به قول هوشنگ ابتهاج عشق بیفرزانگی ، دیوانگی است. هر انسانی از
تماشای چشم انداز یک دامنه سر سبز آرامش مییابد و در عین حال به فکر فرو
میرود.شاعر احساس درونی خود را با شعر و نقاش با قلم و بوم بیان میکند.
گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر خود و زبان شناس در پی یافتن ریشه نامگذاری
گیاه و داروشناس در جستجوی ویژگیهای درمانی آن است و ریاضیدان نحوه قرار
گرفتن برگ و گلبرگها یا اندازهها و شکلها را مورد مطالعه قرار میدهد. ولی
هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان پس علت این گوناگونی در رابطه بین گیاه و
انسان ، وجود جنبههای گوناگون و گسترده انسان و تجلی آنها در شرایط مختلفی
است.
عدد طلایی
قبلا در مورد چگونگی بدست اوردن عدد طلایی از طریق دنباله فیبوناچی صحبت شد.حالا در مورد راههای دیگر بدست اوردن این عدد صحبت میکنیم ...
در زمانهای قدیم هنرمندان یونانی به خوبی ریاضی دانان مستطیل زیبایی می شناختند که از نظر هنری عرض 1 و طول X داشت در این مستطیل هر وقت مربعی به ضلع 1 را از ان جدا کنند باز همان مستطیل با همان نسبتهای مستطیل اصلی باقی میماند .حرفایی که نمی گی و از تو چشات میخونم به یاد من نباشیم به یاد تو میمونم همیشه اون نگاه تو حرفای تازه داره با من دوباره حرف بزن.................بازم بخند دوباره بخند وقتی میخندی میگم غصه رو بیخیالش بخند که غم از توی شعرام بره رد کارش
آره بخند وقتی میخندی غم کاری باهام نداره بخند که این غصه دیگه سر به سرم نذاره
خنده ی تو می ارزه به دار و ندار دنیا تا غمگیم میشی شک میکنم
همش به کار دنیا وقتی که شادی از نگات حتی یه لحظه دوره دنیا تو اون لحظه برام چه سرد و سوت و کوره
ادامه مطلب ...